کارمیسین Karmisin

اخبار روز استان کرمانشاه-ایران-جهان

کارمیسین Karmisin

اخبار روز استان کرمانشاه-ایران-جهان

کارمیسین Karmisin
کارمیسین از نامهای قدیمی شهر کرمانشاه است.
در این وبلاگ اخبار مربوط به استان کرمانشاه با اولویت شهر کرمانشاه و همچنین اخبار مهم مربوط به خبرگزاری ها و وبلاگ ها و وبسایت های استانی و فرا استانی درج خواهد گردید.
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
۲۲ تیر ۹۳ ، ۱۳:۴۸

داستان مکاشفه علامه جعفری

فرزند علامه محمدتقی جعفری میگوید: داستان مکاشفه علامه جعفری هم باز می‌گردد به سال ۱۳۲۴ و یا ۱۳۲۵، سال‌هایی که هنوز پدر ازدواج نکرده و مجرد بودند، آن سال تولد حضرت زهرا(س) با ماه گرم مرداد مصادف شده بود و طلاب به دلیل گرما به داخل حجره‌ها نمی‌رفتند و حتی موقع درس خواندن نیز داخل آب می‌شدند و نصف بدنشان را داخل آب می‌گذاشتند و درس می‌خواندند. یکی از طلبه‌ها، جوان شوخ‌طبعی بود که همیشه باعث گرمابخشیدن و در اصطلاح گرم‌کردن مجلس می‌شد. شب تولد حضرت زهرا(س) این فرد عکسی را آورده بود که زیرش نوشته بود زیباترین زن عصر و به شوخی با نشان دادن آن عکس به بقیه از یکایک افراد می‌پرسید ازدواج با این خانم و هزار سال زندگی با وی را ترجیح می‌دهید و یا دیدن جمال امام علی(ع) را . قرار شد تا همه بدون تظاهرکردن پاسخ را بدهند. نفر اول نظرش را گفت و نظر دوم نیز تا نوبت به نفر دوازدهم که علامه بود رسید. علامه گفتند که من با خودم دعا کردم که خدایا من هرگز این عکس را نبینم که هیچ چیز برای من با لحظه‌ای دیدن روی جمال امیرالمؤمنین برابری نمی‌کند. بعد که عکس را به ایشان نشان دادند. خودشان بیان داشتند که یکدفعه عکس تار شد پس از آن علامه بلند می‌شود و به همان حجره داغی که هیچ یک از طلبه‌ها به دلیل گرما به داخل آن نمی‌رفتند می‌رود که در حالت خواب و بیداری می‌بیند سه نفر وارد حجره شده‌اند. دو نفر در سمت راست و یک نفر در سمت چپ. آن کسی که در سمت چپ می‌ایستد دقیقا تمام توصیفات شیعه و سنی از امام علی(ع) را دارا بوده است. از آن دو نفر دیگر می‌پرسد که ایشان که هستند؟ آن دو نفر می‌گویند ایشان امیرالمؤمنین علی(ع) هستند. بعد از آن پدر به همان جلسه برمی‌گردد و از بقیه می‌پرسد آیا به وصال یار خود رسیدید؟ آن‌ها می‌گویند که این یک شوخی بود و بعد علامه جعفری می‌گوید با این حال من به وصال یار خود رسیدم و جریان را تعریف می‌کند و همه شروع می‌کنند به گریه کردند.
موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۳/۰۴/۲۲

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی